ماجراهای باورنکردنی پروفسور برانشتام

ماجراهای باورنکردنی پروفسور برانشتام

در دنیا، دانشمندان بزرگی بوده‌اند که کارهای بزرگی هم کرده‌اند، اما شاید هیچ‌کدام از کارهای آنان قابل مقایسه با اختراعات عجیب و غریب پروفسور برانشتام نباشد. این پروفسور با آن شلوار معمولی و کت ساده‌ای که به جای دکمه، سنجاق قفلی داشت، با سر بزرگِ تاس که مثل آینه برق می‌زد و عینک‌های متعددش، بسیار باهوش، اما کمی کم‌حافظه بود و معمولاً در هر اختراعی نکته‌ی کوچکی را فراموش می‌کرد و به این دلیل، هربار اختراعش چیز دیگری از آب درمی‌آمد و ماجرایی تازه می‌آفرید. این کتاب، ترجمه‌ی یکی از مجموعه‌ی کتاب‌های شاد و خواندنی «نورمن هانتر» ـ نویسنده انگلیسی ـ است که همواره مورد علاقه‌‌ی کودکان و نوجوانان سراسر جهان بوده است.

کودک، سرباز و دریا

کودک، سرباز و دریا

فرانسه در جنگ جهانی دوم به اشغال ارتش آلمان نازی درمی‌آید. در یکی از دهکده‌های فرانسه، پسرکی دوازده ساله که هم‌چون مردم دیگر به علت ازدست رفتن آزادی دلگیر و افسرده است، به این فکر می‌افتد که با جمع کردن دوستانش، هم‌دوش دیگر مبارزان، علیه سربازان آلمانی بجنگد. عشق او به میهن، صلح و آزادی باعث می‌شود که به یاری دوستانش- برادر و خواهری شجاع – در ماجرایی بزرگ و خطرناک وارد شود. پس از جنگ، اگرچه مردم پیروز می‌شوند، اما پسرک که اکنون نوجوانی رشدیافته است، خوب می‌داند که مبارزه بزرگتری در پیش است: مبارزه به خاطر صلح. در طول ماجراها و درگیری‌های این مبارزه، پسرک با سربازی آلمانی – که خود چندین فرزند دارد و مخالف جنگ است – آشنا می‌شود و رابطه‌ی عاطفی و انسانی عمیقی بین آن دو به وجود می‌آید؛ رابطه‌ای که مهربانی و لطف خاصی به این اثر بخشیده است.

کفش توری، گل بلوری

کفش توری، گل بلوری

این کتاب تلفیقی از ادبیات کهن، نمایشنامه و شعر و بازی است.

تیستو سبز انگشتی

تیستو سبز انگشتی

«تیستو» شخصیت عجیبی داشت؛‌ نمی‌توانست بپذیرد که آدم بزرگ‌ها با عقاید و افکار از پیش ساخته شده‌شان، دنیا را به او معرفی کنند. چرا که آن‌ها معمولاً از پشت عینک «عادت» به همه چیز نگاه می‌کنند. او همواره تعجب می‌کرد از این‌که وقتی می‌شود با آزادی زندگی را بهتر گذراند تا با گرفتاری، با عدالت بهتر و انسانی‌تر زندگی کرد تا با استبداد، وقتی زندگی و همه چیز با صلح بهتر است تا با جنگ و به

کره‌ی ماه

کره‌ی ماه

چه کسی طوفان را

چه کسی طوفان را

ستارگان و کهکشان‌ها

ستارگان و کهکشان‌ها

دعوت

دعوت

قصه‌های گامبالی و بالبالی (من نمی‌خوام نخود باسم)

قصه‌های گامبالی و بالبالی (من نمی‌خوام نخود باسم)

قصه‌ی دوستی

قصه‌ی دوستی

در یک ده کوچک، پیرزن تنهایی زندگی می‌کرد که سال‌ها پیش از آن،‌ شوهرش مرده بود و هیچ پسر یا دختری هم نداشت که او را مادر صدا کند و کم کم به زندگی ساکت خود عادت کرده بود. فقط یک بز کوچک شیرده و لاغر داشت که هر روز باید برای او خوراک تهیه می‌کرد. یک روز در بازار ده، چشمش به یک گربه سیاه و سفید آتش پاره افتاد و خواست که او را بگیرد و به خانه ببرد. پس از مدتی که از اقامت گربه در خانه پیرزن گذشت، آن‌ها بسیار با هم دوست شدند، ‌اما گربه کاسه‌ی شیر پیرزن را بیش‌تر دوست داشت و به همین دلیل دم قشنگ و پرموی خود را بر سر این دوستی گذاشت،‌ اما… .

اگر می ت

اگر می ت

پسرک با خود فکر می‌کرد که اگر می‌توانست به جای پاهایش دو تا چرخ داشته باشد، زودتر می‌توانست به مدرسه برسد و مجبور نبود آن‌همه راه را بدود. اما برادر بزرگش به او گفت که آن‌وقت چطور از پله‌ها بالا برود، چه‌طور از جوی آب بپرد و چطور فوتبال بازی کند؟ بهتر است به جای چرخ به فکر بال و پر باشد. پسرک باهوش هر روز فکر می‌کرد که چه‌قدر بهتر بود اگر شکل‌های عجیب و غریبی می‌داشت و می‌توانست کارهای مختلفی انجام دهد. او نمی‌دانست که همه این کارها را می‌تواند با داشتن یک چیز انجام دهد. شما می‌دانید؟

کارخانه

کارخانه

پدرم يك كارخانه كوچك دارد كه بيشتر وسايل خانه را در آن‌جا تعمير مي‌كند. هر وقت به كارگاه كوچكش مي‌روم، شباهت بين ابزارهايش و بدن انسان را برايم بازگو مي‌كند. او مي‌گويد كه آدم يك جرثقيل همه كاره است! آيا باور مي‌كنيد؟ ‌اگر باور نمي‌كنيد، حتما اين كتاب را بخوانيد.

کرم اندازه‌گیر

کرم اندازه‌گیر

کرم اندازه‌گیر دم سینه سرخ، گردن مرغ آتشی، نوک توکا را اندازه می‌گیرد. اما آواز بلبل را چه گونه اندازه خواهد گرفت؟

داستان زندگی پر ثمر و با افتخار مداد قرمز

داستان زندگی پر ثمر و با افتخار مداد قرمز

این کتابِ تصویری، با هدفِ آموزش فداکاری و ایثار به‌صورت غیرمستقیم، چاپ شده است. مداد قرمز در هر صفحه شکل‌ها را رنگ می‌کند تا این‌که همه‌ی آن‌ها رنگ می‌شوند و خودش کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

درخت‌ها برای تو پرنده‌ها برای من

درخت‌ها برای تو پرنده‌ها برای من

بی‌خواب، خشم، تغییر، نامه، امیدواری، گهواره، مرداب، همراهی، رستم سوار جاروی برقی،