اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی leader president En
واکاوی مدیریت افکار در شرایط بحرانی

واکاوی مدیریت افکار در شرایط بحرانی

تاریخ : 1405/02/16

FROM 06 May 2026TO

زمان مطالعه :‌ 6 دقیقه تعداد بازدید :‌3

نهمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی دور سوم «ایرانِ پیروز» با موضوع «مدیریت فکر در شرایط بحرانی» در روز ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ با حضور امیرسلیمان‌ شهبازی، متخصص روان‌شناس ، برگزار شد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در این نشست که از سوی اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد، روان‌شناختی و عصب‌شناختی ذهن انسان در مواجهه با چالش‌های زندگی و بحران‌ها با توجه به شرایط کنونی کشور، مورد بررسی قرار گرفت.

ریشه ۸۰ درصد بیماری‌های روانی در «فکر» است

شهبازی با تکیه بر رویکرد شناختی (نظریه آرون بک)، تأکید کرد: چالش‌های هیجانی و رفتارهای نامتقارن ما در شرایط خاص، مستقیماً از طرز فکر ما نشأت می‌گیرد؛ ذهن انسان گاهی مواردی را که خطر محسوب نمی‌شوند، به اشتباه به عنوان تهدید شناسایی کرده و فرد را دچار «سوگیری» و سلب آرامش می‌کند.

وی در این نشست عنوان کرد: بر اساس نظریه تکاملی، مغز انسان برای بقا، توجه بیشتری به خطرات دارد. به همین دلیل، وزن یک انتقاد یا اتفاق منفی در ذهن ما بسیار بیشتر از هزاران تمجید و اتفاق مثبت است.

یکی از مباحث این نشست، معرفی شبکه DMN در مغز بود. این شبکه زمانی که ذهن «بیکار» است فعال شده و فرد را به دو مسیر هدایت می‌کند؛ سفر به گذشته و تمرکز بر خطاها و تصمیم‌های اشتباه که منجر به خلق افسردگی می‌شود و پرتاب به آینده و پیش‌بینی اتفاق‌های نیامده و نگرانی از پاسخ‌های احتمالی که منجر به اضطراب، اختلال خواب و کاهش تمرکز می‌شود.

تشدید افکار منفی در شرایط بحران

مدرس نشست اشاره کرد: تولید افکار منفی (که در حالت عادی حدود ۴۰هزار فکر در شبانه‌روز است) در شرایط بحرانی به دلیل تأییدهای محیطی، تا ۶۰هزار فکر افزایش می‌یابد.

در این نشست، بر این نکته تأکید شد که «نشخوار فکری» یک فرآیند طبیعی مغز است مگر آنکه مدیریت شود. راهکار اصلی برای رهایی از این تله ذهنی، تعریف «فعالیت» (ذهنی یا بدنی) است. فعالیت‌هایی نظیر نقاشی، ورزش و پیاده‌روی با افزایش سطح دوپامین، ذهن را در زمان حال نگه داشته و از غرق شدن در گذشته (افسردگی) یا آینده (اضطراب) جلوگیری می‌کنند.

افکار منفی مانند «بچه غول» هستند

مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کهگیلویه و بویراحمد با استفاده از تمثیلِ درمانی «اکت»، افکار منفی را به «بچه غولی» تشبیه کرد که در ابتدا کوچک و بی‌خطر است، اما با هر بار توجهِ ما، یک لقمه غذا می‌خورد و بزرگتر می‌شود.

وی هشدار داد که اگر به فکرهایی مثل «من ضعیف هستم» مدام توجه کنیم، این فکر آنقدر بزرگ می‌شود که ابتدا ما را خانه‌نشین کرده و در پایان با ایجاد «انسداد فکری»، فرد را به سمت پوچی و آسیب زدن به خود سوق می‌دهد. در واقع، بسیاری از افراد قربانی افکارشان هستند، نه قربانی زندگی واقعی.

درس‌هایی از دوران کرونا

وی در این نشست اشاره کرد که پژوهش‌های پزشکی و روان‌شناختی ثابت کرده‌اند بسیاری از آسیب‌دیدگان دوران کرونا، نه از سوی خود ویروس، بلکه بر اثر «ترس از کرونا» و عوارض فکری آن از پای درآمدند. این نشان‌دهنده قدرت تخریبی افکار در زمان بحران است.

مدرس نشست با رد نظریه قدیمی «توقف فکر» گفت: ذهن انسان فرمان «فکر نکن» را نمی‌فهمد. مثلا وقتی می‌گوییم «به ماشین نارنجی فکر نکن»، ذهن دقیقاً روی همان متمرکز می‌شود. بنابراین، تلاش برای نجنگیدن با فکر منفی، خود باعث تقویت آن می‌شود.

از «آتل‌بندی ذهن» تا عبور از «تله‌های شناختی»

شهبازی گفت: یکی از راهکارهای کنترل لحظه‌ای در زمان بحران، نام‌گذاری احساس و فکر است.

وی این کار را به «آتل‌بندی» عضو شکسته در زمین فوتبال تشبیه کرد؛ این درمان قطعی نیست اما از آسیب بیشتر تا رسیدن به پزشک جلوگیری می‌کند.

به گفته این روان‌شناس، بیانِ جمله‌هایی مثل «من الان در موقعیت اضطرابی هستم» یا در میان گذاشتن آن با یک فرد معتمد، از قدرت تخریبی آن فکر منفی به شدت می‌کاهد.

شناسایی خطاهای شناختی

شهبازی در این بخش، به دو خطای بزرگ که واقعیت را در ذهن ما تحریف می‌کنند اشاره کرد و ذهن‌خوانی به عنوان شایع‌ترین خطای افراد مضطرب معرفی شد که طی آن فرد تصور می‌کند می‌داند دیگران چه در سر دارند (مثلاً: چون سرد سلام کرد، پس از من متنفر است). در حالی که این صرفاً یک «تله ذهنی» است نه واقعیت.

او اضافه کرد: دومین خطا را هم علت و معلولی اشتباه (اصل هم‌زمانی)، معرفی کرد که بر اساس نظریه یونگ، گاهی دو اتفاق همزمان رخ می‌دهند (مانند رعد و برق یا نیامدن یک دوست به جلسه سخنرانی ما) اما هیچ رابطه علت و معلولی بین آن‌ها نیست. ذهن‌های حساس بیهوده این‌ها را به هم ربط داده و خود را تخریب می‌کنند.

این متخصص هشدار داد که نادیده گرفتن موفقیت‌های گذشته و تمرکز صرف بر یک شکست، فرد را به سمت «پوچی نرم» و در پایان «پوچی مطلق» می‌برد. در مقابل، انسان‌های موفق (بر اساس نظریه سلیگمن) کسانی هستند که بر نقاط مثبت تمرکز کرده، از آن‌ها انرژی می‌گیرند و همزمان به ترمیم نقاط منفی می‌پردازند.

تفکر «همه یا هیچ»؛ تله کمال‌گرایان

شهبازی با اشاره به ساختار «نهاد، خود و فراخود» فروید، بیان کرد: کمال‌گرایی افراطی ریشه در «فراخود» قوی و والدین سرزنش‌گر دارد و افرادی که دچار این خطا هستند، یا باید بیست بگیرند یا اصلاً امتحان ندهند! این تفکر نه تنها انرژی‌بر است، بلکه فرد را به سمت اهمال‌کاری و انزوا سوق می‌دهد.

تعمیم مبالغه‌آمیز و پیش‌گویی‌های مضطربانه

شهبازی با اشاره به تعمیم مبالغه‌آمیز گفت: در این خطا، فرد یک شکست کوچک را به کل زندگی‌اش تعمیم می‌دهد (مثلاً چون در این طرح موفق نشدم، پس هیچ‌وقت موفق نخواهم شد).

این متخصص در مورد پیش‌گویی خاطرنشان کرد: این خطا به‌ویژه در شرایط جنگ و بحران شدت می‌یابد. فرد مدام آینده را پیش‌بینی منفی می‌کند «حتماً فردا ما را می‌زنند» و با این کار، سطح اضطراب خود را به بالاترین حد ممکن می‌رساند.

برچسب‌زنی و شکاف بین واقعیت و درون

به اعتقاد شهبازی (با استناد به نظریه کارل راجرز)، اضطراب محصول تفاوت بین «واقعیت بیرون» و «خودانگاره درون» است. وقتی به خود برچسب «ناتوان» یا «افسرده» می‌زنیم، ذهن این را می‌پذیرد و احساسات ما را تغییر می‌دهد تا با آن برچسب هماهنگ شویم. حتی برچسب زدن به دیگران نیز موجی منفی ایجاد می‌کند که در پایان به خود ما برمی‌گردد.

شخصی‌سازی و استدلال احساسی

او با توضیح شخصی‌سازی گفت: در این تفکر فرد خود را مسئول اتفاق‌های ناگواری می‌بیند که کنترلی بر آن‌ها ندارد (مثلاً تصور «نحس بودن» به خاطر اتفاقی که برای دیگران افتاده است). این خطا باعث کاهش ارتباطات اجتماعی و افسردگی می‌شود.

وی افزود: استدلال احساسی هم پاسخ دادن به اتفاق‌ها بر اساس هیجانات لحظه‌ای به جای تامل، راهکار عبور از این خطا، «یک دقیقه تامل» پیش از هر پاسخ یا قضاوت است.

مدل چهار مرحله‌ای یاری‌گری در بحران (خودشناسی، مبنای تمام درمان‌ها)

در بخشی از این نشست، قرارداد چهار مرحله‌ای برای کمک به افرادی که دچار بحران‌های فکری شده‌اند تبیین شد؛ مدرس نشست تأکید کرد که گام اول برای موفقیت در روابط شغلی و اجتماعی، خودشناسی است. شناخت نقاط قوت، ضعف و شناسایی خطاهای فکری، شالوده‌ای است که مسیر رشد و خروج از بحران‌های فکری را هموار می‌کند.

او گام دوم را اوراق‌سازی عنوان کرد که در این مرحله باید به فرد کمک شود تا عوامل آشفتگی را از هم جدا کند. به عنوان مثال، اگر دانش‌آموزی انگیزه درس خواندن ندارد، باید به او کمک کرد تا بفهمد چه سهمی مربوط به فضای مجازی، چه سهمی مربوط به روش مطالعه و چه سهمی مربوط به افکار منفی اوست.

شهبازی گام سوم را بازسازی عنوان کرد و ارایه راهکار عملی و پیشنهاد فعالیت‌های جایگزین و ارتقای توانمندی‌ها برای قرار گرفتن در مسیر رشد سالم.

تمجید از ساختار «عضوِ ارشد در کانون»

گام چهارم هم هم‌سازی و ایجاد ارزشمندی بود؛ مدیرکل کانون استان کهگیلیوبه و بویراحمد با تمجید از ساختار «عضو ارشد» در کانون پرورش فکری، آن را یک سبک درمانی موفق دانست. هم‌سازی یعنی حفظ ارتباط با فرد حتی پس از پایان دوره بحران؛ اقدام‌هایی نظیر تماس گرفتن و دعوت به فعالیت‌های مشترک مثل کتاب‌خوانی یا تماشای فیلم، در فرد احساس ارزشمندی ایجاد کرده و از بازگشت افکار سمی جلوگیری می‌کند.

راهکار طلایی؛ «بی‌اعتبارسازی و رهایش» به جای کنترل

شهبازی مدیریت افکار را به حرکت در یک بزرگراه تشبیه کرد که در آن فکرهای مثبت و منفی مانند بیلبوردهای تبلیغاتی هستند و راهکارهای پیشنهادی برای مقابله با آن‌ها ارایه کرد.

خبر خوش در این نشست این بود که ذهن انسان مانند یک عضله با تمرین تغییر می‌کند. به دلیل خاصیت انعطاف‌پذیری (نورو پلاستیسیته)، می‌توان ذهن را از حالت درگیری مداوم با افکار منفی به سمت یک وضعیت نرمال و مثبت‌نگر آموزش داد.

پذیرش بدون برچسب، یعنی قبول کنیم که مغز به طور طبیعی نشخوار فکری تولید می‌کند و نباید به خودمان برچسب بیماری بزنیم، جایگزینی فعالیت به این معنی که چون نمی‌توان جلوی فکر را گرفت، باید «مسیر» را عوض کرد. برداشتن قلم و نوشتن، گوش دادن به یک صدا یا پیاده‌روی، ذهن را در زمان حال قرار داده و سطح دوپامین و سروتونین (هورمون‌های شادی) را بالا می‌برد و قانون ۹۰ درصد و این که همواره به یاد داشته باشیم که بیش از ۹۰ درصد افکار منفی ما هرگز به واقعیت تبدیل نمی‌شوند و صرفاً رویدادهایی ذهنی هستند، راه‌کارهای بیان شده از سوی مدرس نشست بود.

شهبازی ضمن معرفی کتاب «روان‌شناسی مثبت» اثر مارتین سلیگمن، خاطرنشان کرد که طبق نظریه «آلبرت الیس»، ما بر اساس باورهایمان زندگی می‌کنیم. گام اول رشد، خودشناسی است؛ شناخت این خطاهای فکری به ما کمک می‌کند تا به جای قربانی بودن، مدیریتِ بزرگراهِ ذهن خود را به دست بگیریم.

شهبازی در پایان نشست تأکید کرد که ذهن ما بیش از هر عضوی نیاز به مراقبت و شناخت دارد. با قرار دادن ذهن در یک ساختار مدیریتی صحیح و فعالیت‌محور، می‌توان شادی و نشاط را جایگزین اضطراب و افسردگی کرد.

یادآوری می‌شود این مجموعه نشست‌ها تا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، از سوی اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، هر روز از ساعت ۱۰ صبح در بستر سامانه آموزش کانون به نشانی live.kpf.ir/ch/amoozesh برقرار است و حضور برای عموم علاقه‌مندان آزاد است.

جدول نشست‌ها

تاریخ آخرین بروزرسانی: 1403/05/23 - 07:17:12
تماس باما

دسترسی به

میز خدمت الکترونیک

سوالات پرتکرار

سوالات پرتکرار

شناسنامه خدمات شناسه دار

شناسنامه خدمات شناسه دار

راهنمایی دریافت خدمات شناسه دار

راهنمایی دریافت خدمات شناسه دار

راهنمای دیجیتال خدمات شناسه دار

راهنمای دیجیتال خدمات شناسه دار

بیانیه ها

بیانیه ها

نظرسنجی و تحلیل نظرسنجی ها

نظرسنجی و تحلیل نظرسنجی ها

مشارکت و تصمیم گیری های الکترونیک

مشارکت و تصمیم گیری های الکترونیک

 گزارش ها ،عملکرد و آمار

گزارش ها ،عملکرد و آمار

سامانه ملی رسیدگی به شکایات کانون

سامانه ملی رسیدگی به شکایات کانون

سامانه شفافیت

سامانه شفافیت

سامانه های کانون

سامانه های کانون

 واحد پاسخگویی و پشتیبانی از خدمات

واحد پاسخگویی و پشتیبانی از خدمات

آموزش غیر مستقیم فرهنگی،هنری، علمی و دینی در مراکز فرهنگی و هنری کانون

صدور مجوز پخش تیزر کودک ونوجوان

صدور تاییدیه فضای فرهنگی یا نمایشگاهی ویژه کودکان و نوجوانان

صدور مجوز تولید اسباب بازی

صدور مجوز واردات اسباب بازی

برگزاری نمایشگاه و جشنواره حوزه کودک و نوجوان

تنظیمات قالب

vazir
estedad
shabnam
sahel
کنتراست تیره
کنتراست روشن
کنتراست بالا
اشباع رنگی بالا
سیاه و سفید
اشباع رنگی کم
بدون فیلتر
کوررنگی سبز
کوررنگی قرمز
کوررنگی آبی
تک رنگ بینی
روشن
خاموش
نمایش
پنهان
پیش‌فرض
نشانگر بزرگ سیاه
نشانگر بزرگ سفید