کتاب بزرگسال فارسی
اسیر کوچک: خاطرات شفاهی غلامرضا رضازاده
غلام رضا رضازاده، خردسال ترین اسیر جنگی ایران است. او و خانواده اش در همان روزهای اول جنگ در خرمشهر، به اسارت عراقی ها درآمدند. غلام رضا بیش از چهارصد روز در اردوگاه های عراقی ماند و با زندگی در شرایط جنگی کنار آمد. او پس از آزادی از پشت نیمکت های مدرسه به جبهه ها بازگشت و بارها زخمی شد.دفتر ادبیات و هنر مقاومت در تلاش است ناگفته های جنگ را از زبان مردان و زنان نشناخته ای که نقششان در هشت سال جنگ تحمیلی پنهان مانده است گردآوری کند و پس از بازنویسی و تدوین به چاپ برساند.
«اوایل جنگ خرمشهر از نظر تسلیحات کمبود داشت. سلاح مردم تفنگ های قدیمی ژاندارمری یا شهربانی بود. خانواده هایی که در شهر می ماندند، به مسجد جامع می رفتند و به جوان ها کمک می کردند. هواپیماهای عراقی هر روز شهر را بمباران می کردند. صدام معتقد بود که سه روزه تهران را فتح خواهد کرد و خوزستان به عراق ملحق خواهد شد»
عنوان: اسیر کوچک: خاطرات شفاهی غلامرضا رضازاده




