کتاب کودک و نوجوان فارسی
سسی و پنو
سسی و پنو نام داستان عاشقانه ای از شبه قاره هند است. شاعران ایرانی در گذشته بدون نگاه های نژادپرستانه بارها این داستان را در قالب یک منظومه سروده اند. حدود بیست منظومه سسی و پنو به زبان فارسی هست. اکنون می توانیم به این منظومه ها نظیره بگوییم. با جدا شدن و استقلال پاکستان از هند داستان سسی و پنو از این سرزمین جدا نشده است. زهره صیادی و نیما روحانی شیشوان به میان کودکان مهاجر پاکستانی در ایران رفته اند و آنها این قصه عاشقانه را تعریف کرده اند. زهره و نیما از کودکان پاکستانی خواسته اند تا برای این داستان نقاشی بکشند. کتاب سسی و پنو حاصل یک کار گروهی است. سسی نام یک دختر تهی دست بوده است که با پنو ازدواج می کند. این ازدواج با مقاومت خانواده پنو روبرو می شود. در پایان کتاب تصاویری از قصه گویان و نقاشان کتاب آمده است و کتاب با این جملات تمام می شود: سسی و پنو یکی از حلقه های ارتباطی کودکان پاکستان است با سایر مردم دنیا. نام این حلقه ارتباطی، علاقه به عشق است.
کتاب بزرگسال فارسی
نوای اسرارآمیز
این نمایشنامه معروف با ورود یک خبرنگار به خانه ابل زنورکو شروع می شود. ابل زنورکو نویسنده ای معروف و در این نمایشنامه برنده جایزه نوبل است. مردی که به خانه زنورکو وارد شده ظاهرا یک خبرنگار به نام اریک لارسن است. البته کمی بعد متوجه می شویم او یک معلم موسیقی است و خودش را به دروغ خبرنگار معرفی کرده تا بتواند با زنورکو ملاقات کند. زنورکو در ابتدای ورود به سمت او شلیک می کند. بعد از این خوش آمد گویی عجیب می گوید تیرم خطا رفت و به سختی تن به گفتگو می دهد. کمی بعد متوجه می شویم که نقطه اتصال آن دو یک زن است. اریک لارسن معتقد است زنی که در آخرین اثر نویسنده آمده یک زن واقعی است. نویسنده ابتدا مقاومت می کند و بعد ما به عنوان خواننده با شگردهای عجیب و غافلگیری های نفس گیر اشمیت متوجه ماجرا می شویم. نمایشنامه خواندنی نوای اسرارآمیز به عشق و پیچیدگی های روابط انسانی می پردازد. نمایشنامه سوالاتی در جیب شما می گذارد که شاید بارها در بزنگاه های سخت زندگی با آن مواجه بوده اید. اندیشیدن دوباره به آنها رهایی بخش است حتی اگر هیچ پاسخی هم برایشان نباشد.
کتاب بزرگسال فارسی
اسیر کوچک: خاطرات شفاهی غلامرضا رضازاده
غلام رضا رضازاده، خردسال ترین اسیر جنگی ایران است. او و خانواده اش در همان روزهای اول جنگ در خرمشهر، به اسارت عراقی ها درآمدند. غلام رضا بیش از چهارصد روز در اردوگاه های عراقی ماند و با زندگی در شرایط جنگی کنار آمد. او پس از آزادی از پشت نیمکت های مدرسه به جبهه ها بازگشت و بارها زخمی شد.دفتر ادبیات و هنر مقاومت در تلاش است ناگفته های جنگ را از زبان مردان و زنان نشناخته ای که نقششان در هشت سال جنگ تحمیلی پنهان مانده است گردآوری کند و پس از بازنویسی و تدوین به چاپ برساند.
کتاب بزرگسال فارسی
مرگ مدرسه؟: گفتارهای انتقادی در آموزش و پرورش ایران
آیا در جهان جدید می توان مدرسه را به سبک قدیم اداره کرد؟ در این کتاب شانزده مقاله و گفتار از نه نویسنده و پژوهشگر که طی سال های اخیر در حوزه نظام آموزش و پرورش، دست ورزی اندیشه ای داشته اند، گردآوری شده تا علاقه مندان مسائل آموزش و پرورش را از منظرهای گوناگون ببینند و به مقایسه و سنجش بنشینند. این کتاب می تواند سرآغازی برای صورت بندی منطقی و انتظام بخشی گفتارها و نوشتارهای انتقادی به آموزش و پرورش باشد تا هم نویسندگان و علاقه مندان را از نگاه های انتقادی بهره مند سازد و هم در عین حال کاستی ها و مزیت های انتقادی اندیشی در این هم کناری، روشن و تکمیل شود.
کتاب بزرگسال فارسی
داستانهای روبهرو
داستان های روبرو ماجراهایی جذاب از مقاطع تاریخی مختلف است. یک سر این ماجراها در تاریخ اسلام است و سر دیگر در زندگی همین روزها. این کتاب تکرار تاریخ را با زبانی جذاب و گیرا و در دل داستان به تصویر می کشد. اتفاقاتی از یک جنس و آدم هایی در موقعیت های یکسان، گاهی شبیه هم انتخاب می کنند و گاهی کاملا برعکس و مخالف. مظفر سالاری در این کتاب با ظرفیت دراماتیک داستان نشان می دهد که این خود انسان است که با انتخاب هایش سعادت یا شقاوت را برای زندگی اش رقم می زند.
کتاب بزرگسال فارسی
تنها گریه کن: روایت زندگی اشرف سادات منتظری مادر شهید محمد معماریان
«حتی اگر کتاب را ننویسی، اصرار دارم بروی و برای یک بار هم که شده، حاج خانم را ببینی.» این نقطه، تنها چیزی بود که در موردش تردید نداشتم؛ دیدار! یک صبح زمستانی بود. میان کوچه های بلوار امین، خانه شان را پیدا کردم و برای اولین بار در عمرم، با آغوش گرم مادر شهید مواجه شدم که فقط برای من باز شده بود. من غریبی می کردم و او مادرانه، مهربانی. مادر شهید محمد معماریان. در نگارش شنیده هایم از او، تلاش کردم جانب امانت را نگه دارم و قصه گویی نکنم؛ اما آنچه در مورد این زن در سال های بعد شهادت فرزندش نگفته باقی مانده، اگر بیش از این روایت مکتوب نباشد، کمتر نیست.
کتاب کودک و نوجوان غیرفارسی
Just because
«چونکه» چرا دریا آبی است؟ باران چیست؟ چه بر سرِ دایناسورها آمده؟ وقت خواب است، اما یک کودک سرش پر از سؤالهای بزرگ دربارهی دنیاست و هنوز دلش نمیخواهد بخوابد. کودکانِ کنجکاو و پدر و مادرهایشان، شیفتهی این داستان شیرین میشوند؛ جایی که پدری مهربان با حوصله به پرسشهای شبانهی فرزندش پاسخ میدهد — پاسخهایی که هر بار خیالانگیزتر و خلاقانهتر میشوند. هر کودکی که تا حالا پرسیده «چرا؟» و هر پدر و مادری که تلاش کرده پاسخی برای پاسخ فرزندش پیدا کند، خودش را در این قصهی لطیف پیدا خواهد کرد — قصهای برای خیالپردازانی که به دنبال پاسخی فراتر از «چونکه» هستند.
کتاب کودک و نوجوان غیرفارسی
Layla’s happiness
«شادی لیلا» لیلا، دختری هفتساله است که عاشق زندگی است! برای همین، دفتر شادی و خوشی دارد. لیلا شادی را چگونه تعبیر می کند؟ شادی برای شما چگونه است؟ شما شادی را چگونه تعبیر می کنید؟ لیلا دختری پرانرژی و باهوش است که در خانوادهای مهربان بزرگ شده و یاد گرفته به دنیا با دقت و با شادی نگاه کند. شادی برای او یعنی حرفهای پدرش از کودکیاش در کارولینای جنوبی، شعر خواندنهای مادرش، دوست صمیمیاش خوان، باغچهی زیبای محله و چیزهای دوست داشتنی دیگرِ. این قصه داستانی است دربارهی جوانه زدن شادی و خوشی در دلِ خانواده و محله.
کتاب کودک و نوجوان غیرفارسی
Another
«یکی دیگر» چه میشد اگر... با نگاهی دیگر روبهرو میشدی؟ دنیایی دیگر را کشف میکردی؟ با نسخهای دیگر از خودت دیدار میکردی؟ آنوقت چه میکردی؟
کتاب کودک و نوجوان غیرفارسی
My city speaks
«شهر من حرف می زند» دختر کوچکی که چشم هایش خوب نمیبینند، در دلِ شهری که دوستش دارد، چیزهای زیادی برای شادی کردن پیدا میکند. او با پدرش یک روز را در شهر میگذراند؛ شهری که مالِ خودِ اوست. با هم به دیدن شهر میروند مانند زمینِ بازی، باغچهی محله، بازار، و یک کنسرت در فضای باز. در راه، دخترک با دقت و شادی دربارهی چیزهایی که حس میکند حرف میزند. او میگوید: شهر من انگار «میدود ، می ایستد، صبر میکند و دوباره به راه میافتد.» انواع صداها از آن به گوش می رسد: صدای چک چک آب یا صدای پژواک هر چیز دیگری. در شهر من هم «بوهای بد» به مشام می رسد هم بو و عطرهای شیرین. شهر من حرف میزند، و گاهی از آن صدای دینگ و دانگ، خش و خش و غرولندی شنیده می شود و بعضی وقت ها شاید در قشنگ ترین زمان ها آرام و آهسته گوش می دهد.
کتاب کودک و نوجوان فارسی
چشم هایت را ببند
راوی چشم هایت را ببند درباره برادرش حرف می زند. ظاهرا برادرش با او خیلی جر و بحث می کند. راوی بخشی از اختلاف نظر با برادرش را به ما نشان می دهد. به او می گویم: می بینی؟ درخت یک جور گیاه خیلی بلند است که کلی برگ دارد. او توضیح می دهد: نه اینطوری نیست! درخت یک چوب دراز است که از زمین بیرون آمده و آواز می خواند. ما به عنوان مخاطب در تصویر درختی را می بینیم که پرنده روی شاخه اش نشسته است. باز هم راوی می گوید: مار حیوانی است که می خزد و پا ندارد. برادرش می گوید: نه مار یک طناب سرد و نرم است که همیشه فرار می کند. این گفتگو ها همین طور ادامه دارد تا اینکه راوی به مادرش می گوید من سعی کردم برایش توضیح دهم اما او گوش نمی کند. مادرش می گوید شاید او هم درست می گوید. راوی نمی پذیرد و مادرش از او می خواهد تا برای درک این قضیه چشم هایش را ببندد. نویسنده ما را غافلگیر می کند. گفتگو و تصاویر درخشان هستند. چطور می شود با اینهمه زیبایی با یک نابینا همدلی کرد. باید کتاب را بخوانید. با کودکان بخوانید.
کتاب کودک و نوجوان فارسی
درخت من، حیوان خانگی دوست داشتنی
روز تولد ابیگیل است و خانواده می خواهند برای او یک حیوان خانگی بگیرند. اما دختر کوچک آنها را متقاعد می کند برایش یک درخت بگیرند. او می گوید درخت حیوان خانگی من می شود. درخت کوچکی را از گلفروشی انتخاب میکنند و دختر از او مراقبت می کند. اما درخت کوچک هم مثل حیوان های خانگی بزرگ می شود و دختر کوچک فکر تازه ای می کند. درخت به عنوان موجودی که به انسان اکسیژن می دهد در کتاب ستایش شده است. چنین کتاب هایی شاید راه تازه ای از مفهوم مراقبت و همزیستی با طبیعت بگشایند.




